محمد بن محمود دهدار شيرازى
58
رسائل دهدار ( فارسى )
الف وجود عام است . و همچنانچه به وجود عام اشاره به ذات مطلق مىشود ، به امتداد نفس ، اشاره به وجود روح در بدن مىشود . « آنكس است اهل بشارت كه اشارت داند . » ديگر همچنانچه ظهور تعيّن اوّل در اين وجود جسمانى در انسان است و حديث شريف [ 6 ] « اوّل ما خلق روحى » « 1 » ؛ اشاره بدان ، كذلك ظهور الف در عالم اسماى حروف ، به لام است و از اينجا نام الف را در حروف به لام الف مقرر فرمودهاند و اين چند وجه دارد : اوّل آنكه لام را با انسان مشابهتى است خاص . از اين جهت كه انسان جامع است و لام جامع اما جامعيت انسان مشهور است و احتياج به ذكر آن نيست ، و اما جامعيت لام اين است كه در وجود او دو حركت است كه از انبساط آن جميع آثار و افعال تحقق مىيابد : اوّل حركت مستدير ، دوّم حركت مستطيل ، كه شكل اسم اللّه جامع آن است . زيرا كه الف ، كه حركت مستطيل است ، و هاء كه حركت مستدير است ، در اوّل و آخر اسم اللّه هست ، و لام كه جامع هر دو حركت است در وسط آن . چه مرتبهء جامعه متوسطه است . « كنتم أمّة وسطا » . اما حركت مستدير حقيقتش آن است كه هرگاه كه نقطهء ذاتيه تلمّع « 2 » كند در عالم ظهور ، البته بر دور آن دايره از نور ارتسام مىيابد به نوعى كه اگر آن تلمّع پيوسته شود و دايره بر دايره افزايد « 3 » ، شكل كره مرتسم شود كه آن نقطه مركزش باشد و دايرهء اول محيطش و فيه ما فيه . و اين دايره مرتبه اجمال است و صورت تعيّن اوّل و مصمت است كه چون آن را به واسطهء ايجاد و اظهار نقاط مندرجهء آن تعينات است و حقايق اشياء و اعيان ثابته افتتاح بخشند ، نقطه از آن دايره به جانب مركز آن مايل خواهد شد . چه غير اين صورت ممكن نيست . لهذا نور نفس كلى بر مركز عالم مىتابد . فهم من فهم . و چون نقطه از محيط دايره در وسط آن دايره افتد شكل نون است ، و سرّ سورهء نون كه قسم بدان « 4 » در كلام مجيد واقع است ، فىالجمله از اينجا بر خبير منكشف مىشود . اكنون
--> ( 1 ) . علم اليقين ، فيض ، ص 155 . ( 2 ) . مج : تلميع . همچنين در جملهء بعدى . ( 3 ) . مج : افزايد كه حقيقت اشياء و اعيان ثابته . ( 4 ) . مج : كه بدان قسم ياد فرمود واقع است .